موضوع «تحول بنيادين» در آموزش و پرورش از سوي رهبر معظم انقلاب در ديدار با معلمان و مديران ارشد وزارت آموزش و پرورش مطرح شد و از آن روزها تاكنون بحثها و تئوريپردازيهاي مختلفي درباره اين مسائل كه تحول بنيادين چيست و چه بايد كرد، گفته شده است اما آنچه حلقه مفقوده اين بحثهاست، نمود عيني و عملي تئوريها و سخنرانيها در جريان تعليم و تربيت است.
با توجه به اهميت موضوع و لزوم تبيين زمينه علمي و نظري و راههاي عمليشدن اين توصيه رهبري، پاي صحبت حجتالاسلاموالمسلمين مرتضي آقاتهراني استاد حوزه و دانشگاه و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي نشستهايم.
اين گفتوگو در فضايي صميمانه و در محل كتابخانه مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري كه حجتالاسلام آقاتهراني عضو هيئت امناي اين مركز نيز هست، انجام شد.
***
* فارس: درباره تحول بنيادين در آموزش و پرورش صحبتهاي زيادي مطرح شده و ميشود اما بهنظر ميرسد هنوز خيليها مفهوم تحول بنيادين را درك نكردهاند؛ به نظر شما تحول بنيادين با توجه به سرفصلهايي كه مقام معظم رهبري مطرح كردهاند، چه معنايي دارد؟
* حجتالاسلام آقاتهراني: در اخلاق و عرفان، اصطلاحي تحت عنوان «خراباتي شدن» وجود دارد؛ وقتي اين بحث مطرح ميشود، ما به دو شكل با مشكلات برخورد ميكنيم؛ مشكلاتي كه انسان با ابعاد مختلف وجودي با آن درگير است و اكنون ميخواهد آن مشكلات را حل كرده و خودش را اصلاح كند.
ساختمان 50 سالهاي را در نظر بگيريد كه آهسته آهسته شكاف و ترك برداشته است؛ بعضي از شكافها عمودي هستند كه خطر چنداني ندارند اما برخي ديگر افقي هستند كه خطرناك است يعني اگر در ساختمان 2 سانتيمتر از اين شكافهاي افقي ايجاد شده باشد، ممكن است يك اتاق را خراب كند، بهخاطر همين است كه به اين ساختمان نميتوان اعتماد كرد.
ساختمان آموزش و پرورش يا حتي حوزههاي علميه هم همينطور است؛ معتقدم همه اينها تركهاي افقي و عمودي برداشتهاند وقتي ترك و شكاف افقي شد، نميتوان خود را فريب داد و مدام زير ساختمان شمعك و تيرچه نصب كرد ولي ما الان داريم اين كار را ميكنيم يعني مدام زير ديوار ساختمان نظام آموزش و پرورش شمعك ميزنيم.
در رابطه با بحث تحول بنيادين كه رهبري مطرح كردهاند، آن دسته از وزرايي كه دغدغه اطاعت از فرامين ولايت در آنها بيشتر است و ميدانند كه اين ساختمان شكاف دارد، مدام زير ديوار آن شمعك و تيرچه ميزنند كه باعث ميشود ساختمان باقي بماند اما اگر انسان عاقل باشد، بهجاي اينكه براي خريدن شمعك پول خرج كند، پول را ميدهد به يك جرثقيل كه ساختمان را خراب كند؛ براي همين است كه در عرفان، استاد به شاگردانش ميگويد كه راهحل مشكلات، بههم ريختن و از نو ساختن شخص است.
ساختمان آموزش و پرورش هم تقريباً همين وضعيت را دارد و بايد با يك فكر نو، دوباره آن را بناكرد اما چون با اين شرايط و با اين جمعيت دانشآموزي نميتوان تشكيلات را بههم ريخت بنابراين ناچاريم كارها را اولويتبندي كنيم و برويم سراغ پايههاي ساختمان و اول به آنها فكر كنيم كه چه بايد كرد؟ كه اگر ساختمان نشستكرد، فقط شكافها پر شود و طبقات فرو نريزد.
*فارس: به نظر شما چرا تاكنون درباره اين مسائل انديشيده نشده است، چه اشكالي در روشهاي گذشته و حال وجود دارد؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: اشكال كار در اين است كه بعضي از افراد راحتترين كار را در اين ميبينند كه فوراً كتابهاي غربي را ترجمه و به سبك آنها عمل كنند؛ من خودم آموزش و پرورش و آموزش عالي آن كشورها را ديدهام، گويا ما به جاي آنكه گزينش كنيم، بدترين روشهاي آنها را انتخاب ميكنيم.
حتي غرب هم اين سبكي را كه ما ميرويم دنبال نميكند مثلاً درباره موضوع پژوهشمحوري كه مقام معظم رهبري فرمودهاند؛ واقعاً در مدارس آمريكا كتابهايشان به ضخامت كتابهاي ما نيست، من خودم هنوز يادم نرفته است كه در دبيرستان بايد در كتاب زيستشناسي گياهي حفظ ميكرديم كه «گل ختمي» چند تا گلبرگ و پرچم دارد؟! اين واقعاً به چه درد دنيا و آخرت من ميخورد؟ اما حفظ كرديم و امتحان هم داديم!
واقعاً دانستن تعداد گلبرگها و پرچمهاي گل ختمي تا بهحال يكبار هم به درد من نخورده است؛ بله، حالا يك عده متخصص بايد باشند كه روي اين گلها مطالعه كنند اما دانستن اين مطالب چه دردي از دنيا و آخرت دانشآموز دوا ميكند؟! بسياري از فقها اين مطالب غيرمفيد و هر كاري را كه نفع دنيوي و اخروي نداشته باشد، جزء لهويات و انجام آن را حرام ميدانند.
*فارس: بنابراين از نظر شما تحول بنيادين در آموزش و پرورش، يعني «خراباتي كردن» سيستم؟ با اين حساب روش پيشنهادي شما براي اجرايي شدن تحول چيست؟
* حجتالاسلام آقاتهراني: اصل، همين است، اما چون الان نميشود كاري به اين وسعت انجام داد بنابراين ناچاريم اهم و مهم كنيم. مهمترين كارها را در نظر بگيريم كه در چند بخش قابل بررسي است.
يكي از آنها موضوع «معلم» است. معلم واقعاً بايد معلم باشد و كار او با تجارت فرق ميكند و اساساً وقتي ميگوييم آموزش و پرورش يعني به وظيفه انبياي الهي كه تعليم و تزكيه بوده است، اشاره ميكنيم؛ الان هم در دوران غيبت امام عصر (عج)، شخص مقام ولايت بايد ميداندار تعليم و تربيت باشد اما چون در اين شرايط امكانپذير نيست، حداقل ما بايد در نوع نگاه به مقوله آموزش و پرورش و معلم و كتاب و محتواي تدريس، پيرو او باشيم و اين واقعاً كار ارزشمندي است كه نوع نگاه را بهطور صحيح طراحي و تنظيم كنيم.
*فارس: در صحبتتان از كساني گفتيد كه زير ساختمان آموزش و پرورش شمعك ميزنند، پيشنهاد شما به آنها چيست؟
* حجتالاسلام آقاتهراني: به نظر من كساني كه دغدغه تحول بنيادين را دارند، بهجاي شمعك زدن زير ساختمان آموزش و پرورش بايد اهم و مهم كنند و ببينند مهمترين اولويتهاي كاري در كجاست؟ ممكن است شما در جريان اين تحول مجبور باشيد خيلي از بخشها را بههم بريزيد ولي شايد الان نتوانيد و زمانبر باشد؛ بسيار خوب، زمانبندي را تنظيم و كار را شروع كنيد؛يعني «بسمالله» را بگوييم و از كسانيكه اين كار از عهده آنها برميآيد، دعوت كنيم.
البته كارهايي در اين رابطه انجام شده است و آموزش و پرورش هم براي نوشتن «فلسفه تعليم و تربيت» از حوزه علميه قم كمك گرفتهاست ولي همه اين كارها بايد با يك كار جدي اجرايي همراه شود. پس از اينكه برنامهها را اهم و مهم كرديم،در مرحله بعد بايد 3 طرح داشته باشيم كه از جهت استمرار در طول هم و از جهت ياري رساندن و تقويت همديگر، در عرض هم باشند.
*فارس: در واقع شما الزامات تحول بنيادين را مطرح ميكنيد؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: بله؛ اينها در واقع الزامات تحول بنيادين هستند كه يكي از آنها كوتاه مدت، ديگري ميانمدت و آخرين آنها درازمدت است كه البته هر سه طرح بايد ترسيم شوند و جوانب مختلف آنها نيز در نظر گرفته شود.
يكي از اين 3 طرح مربوط به «مواد درسي»است كه بايد بر روي آنها برنامهريزي شود، ديگري«معلم»است كه چگونه بايد باشد و به كدام سمت بايد حركتكند و در نهايت «دوره و چارچوب و ساختار آموزشي»است كه قرار است، طي شود.
*فارس: با توجه به طرح تغيير ساختاري به دو مقطع شش ساله كه اخيراً ارائه شده است،چه تحولي در ساختارها بايد انجام شود و به نظر شما اين طرح جديد، چقدر ميتواند به تحول بنيادين كمككند؟
*حجتالاسلام آقاتهراني:سال اول رياست جمهوري آقاي احمدينژاد در سفري كه ايشان به نيويورك داشتند، من هم در جريان سفر تبليغي معارف اسلامي به آنجا چند روزي با ايشان بودم؛ در آن زمان متني را نوشتم و به ايشان دادم كه در آن متن به اين مسئله اشاره ميشد كه يكي از مشكلات جامعه ما آموزش و پرورش است كه موجب آفات مختلفي هم شده است.
الان در نظام آموزش و پرورش ما بهگونهاي برنامهريزي شده است كه دانشآموز وقتي ديپلم ميگيرد حدود 17، 18 سال دارد؛ در اين سن نه شغل و حرفهاي بلد است كه بخواهد كار كند، نه ميتواند سراغ ياد گرفتن كار و حرفه جديد برود و نه وقت ازدواج اوست بنابراين بايد به دانشگاه برود و بعد از دوران دانشگاه هم باز همان مشكلات برقراراست يعني نه شرايط ازدواج را دارد، نه خدمت سربازي رفتهاست و نه كاري بلد است يا اينكه در اين سن و سال نميرود سراغ كارگري و نجاري و اينطور ميشود كه گويي شغل پدرانشان منقرض ميشود.
به همه اجزاي اين مشكل بايد نگاهكرد؛ در واقع مثل يك بسته كه از كجا به كجا رسيدهايم و از اينجا به كجا ميخواهيم برسيم. زماني كه سيستم 6 كلاسه ابتدايي برقرار بود، اگر كسي به كلاس ششم نميرسيد، چون سن كمي داشت ميتوانست به سراغ شغل و حرفه ديگري برود ولي الان وقتي فارغالتحصيل دانشگاهي را تا 25 سالگي رساندهايم، ديگر نميتوانيم به او بگوييم كه برود شغل و حرفه آزاد ياد بگيرد.
تنها راه پيش پاي او اين است كه از طريق استخدام دولتي جذب بازار كار شود و تازه با مشكل حجم دولت و كوچكتر شدن آن روبرو ميشود بنابراين طوري برنامهريزي شده است كه مردم و دولت ناراحتند و مشكل هم حل نميشود يعني برنامهريزيها درست نيست.
نتيجه همه اينها ميشود اين كه سن ازدواج به بالاي 30 يا 35 سال ميرسد؛ اين روشي كه ما داريم نه تنها بر مبناي فكر و فرهنگ بومي و اسلامي ما نيست بلكه بر مبناي تدابير غربيها هم نيست!
من فكر ميكنم ما در رابطه با نظام تعليم و تربيت، تكه تكه از اينطرف و آنطرف، چيزهايي را گرفتهايم مثلاً چون زماني محمدرضا پهلوي در سوئيس درس خوانده است، بخشي از نظام تعليم و تربيت آنها در كشور ما راهاندازي شده است،بعد ديدهايم كه آمريكاييها انگار يك مقطع راهنمايي دارند كه آن هم در كشور راهاندازي شده است يعني يك آشي پختهايم بر مبناي تقليد از ديگران كه عقلمان هم به جايي نميرسد.
مگر ما در كشور خودمان انسان عاقل و فهيم و مسلمان انقلابي كم داريم؟ خوب بايد به اصطلاح فكرها را روي هم بريزيم و آن چيزي را كه از اين ميان بيرون ميآيد،اصلاح كنيم.
البته همه اين مشكلات ناشي از بيتدبيري نيست؛ گاهي يك وزيري يا دولتي آمده است كه براي حل مشكلات وصله و پينهاي عمل كرده است. دورهاي «دانشگاه آزاد» براي پاسخگويي به بخشي از مشكلات تأسيس شده است كه آن هم چندان جوابگو نبوده است و بهدنبال آن سراغ مشكل ارتباط دانشگاه با صنعت رفتهايم و «پاركهاي فناوري» را راهاندازي كردهايم و موارد ديگر؛ يعني هر روز كه به يك نكته جديد رسيدهايم، يك شمعك زيرساختمان لرزان تعليم و تربيت زدهايم و در واقع اين همان اشكال جدي كار است كه بر مبناي COPY PASTE كار كردهايم.
* فارس: به نظر شما تحول به معناي تغيير كلي در سيستم است؟
* حجتالاسلام آقاتهراني: مسئله بعدي هم اين است كه تا صحبت از تحول ميشود عدهاي فكر ميكنند كه كلاً همه چيز را بايد بههم بريزيم كه اين هم درست نيست و نبايد بخشهايي را كه بهخوبي جواب داده است،از بين ببريم مثل مراكز تربيت معلم كه ما رفتهايم و آنها را ديدهايم.
اين مراكز از برخي نقايص و مفاسدي كه در جاهاي ديگر است تاحدودي در امان هستند يعني دانشجويي كه در آنجا دوره ديده است، هم كار را بلد است و هم بعضي بازيها مثل اختلاط زن و مرد كه برخي آن را به غلط نشانه روشنفكري ميدانند، در آن محيطها ديده نميشود بنابراين هم حرفه و كار را بلد هستند و هم دست بازار به سمت اينها دراز است اما گاهي اوقات در جريان تحولات و دست به دست شدن كارها، اين اقدامات خوبي هم كه انجام شده است، از بين ميرود بنابراين چهكار ميخواهيم بكنيم؟!
*فارس: اتفاقاً سوال ما هم همين است كه براي حل مشكل چهكار بايد كرد؟ يك مقدار مصداقيتر صحبت كنيد.
*حجتالاسلام آقاتهراني: يكي از كارهاي ما در مجلس و كميسيون آموزش و تحقيقات اين است كه از نزديك با بدنه آموزشي كشور ارتباط برقرار كنيم مثلاً اخيراً به شيراز سفر كرديم و بخشهاي مختلف آموزش و پرورش و آموزش عالي آنجا مثل دانشگاه آزاد، پيام نور و پاركهاي فناوري را ديدهايم و حرفهايشان را هم شنيدهايم،در واقع براي تحول اول بايد در بين مردم برويم تا ببينيم دغدغه آنها چيست؟
دغدغه امامعصر(عج)،رهبري و نظام چيست؟ سپس بايد ديد كدام قسمت از كارهاي ما با دغدغههاي آنها همخواني دارد و كدام قسمتها اين همخواني را ندارد.
*فارس: در اين مدتي كه در مجلس هستيد در رابطه با ساختار مديريتي و آموزشي كشور به چه نكتهاي رسيدهايد كه قابل طرح باشد؟ در واقع گره كار مديريتي كجاست؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: من احساس ميكنم، آموزش و پرورش آن هدفي را كه بايد دنبال كند، دنبال نميكند و به سمت آن پيش نميرود، يعني به روزمرّگي افتاده است و فقط مشكلات مقطعي را مدنظر دارد مثل حقوق معلمين، امتحانات، تقلب در امتحانات و... شما ببينيد هر بحثي كه پيش ميآيد، يك تا دو ماه تمام مسئولان را درگير ميكند، از شخص وزير گرفته تا پايين و بنده كه نماينده مجلس هستم! طبيعي است كه همه را درگير ميكند و ديگر جايي براي فكر كردن و اصلاح و تحول باقي نميگذارد.
اين مسئله فكر كردن و اصلاح و تحول را بايد به عنوان يك اصل در نظر گرفت و بر روي آن كاركرد؛ بعضي از اين كارها هزينه چنداني هم نميخواهد مثل دوره آموزش مباني انديشه اسلامي يا همان «طرح ولايت» كه حوزه علميه قم در ارتباط با دانشجويان برگزار ميكند و تاكنون 14 دوره اجرا شده است.
استاد و كتاب مباني آن هم آماده است و طي 14 دوره تدريس و بازنگري، نقايص آن هم برطرف شده است؛ مشابه همين طرح،حدود 12 دوره تحت عنوان «طرح بصيرت» براي پزشكان بسيجي، معلمان و ديگران برگزار شده و جواب هم داده است؛ خوب، چرا ما اين طرح را به صورت وسيع و كلان دنبال نميكنيم كه معلم اگر هر مدركي دارد،حتماً يك دوره از مباني انديشه اسلامي را گذرانده باشد؟!
آيا هر كسي كه مدرك دانشگاهي دارد،حتماً در زمينه معارف اسلامي هم چيزي مي داند؟ اگر شخصي در رشتهاي متخصص است، در اسلامشناسي عوام است؛ چون اسلامشناسي يك بحث ديگر است، مثل اينكه ما انتظار داشته باشيم كه يك پزشك،حتماً خطاطي هم بلد باشد! اما آيا براي اسلامشناسي به اندازه خطاطي ارزش قائل نيستيم و شناخت اسلام را پيچيدهتر از شناخت هنر خطاطي نميدانيم؟
بنابراين بايد براي اين مسئله اسلامشناسي و آشنايي با مباني انديشه اسلامي برنامه داشتهباشيم، يعني علاوه بر موضوع آشنايي با شيوه تدريس و كلاسداري،بايد معلم با مباني انديشه و تفكر اسلامي نيز آشنا باشد.
*فارس: يعني بهنظر شما، آشنا نبودن بدنه معلمي كشور با مباني انديشه اسلامي، يكي از مشكلات نظام آموزش و پرورش است؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: بله و به محتوا هم مربوط ميشود. حل اين مشكل نياز به كار كردن دارد و براي تحقق كوتاهمدت آن فقط كافي است وزير بخواهد كه چنين كاري بكند.
*فارس: در حال حاضر عزم تحول بنيادين را در بين مسئولان آموزش و پرورش ميبينيد؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: ما اميدواريم،من خودم به شخصه نسبت به دوستان خيلي خوشبين هستم كه وارد كار شوند، مخصوصاً از آقاي احمدينژاد و وزراي ايشان هم توقع داريم، مخصوصاً آقاي حاجيبابايي كه اصالتاً اهل آموزش و پرورش است و خود اهالي اين وزارتخانه هم با ايشان احساس خويشاوندي و درك مشترك دارند، بايد هم عزم اين تحول را داشته باشند. ولي آقاي حاجيبابايي بايد بداند كه چهكار ميخواهد بكند و اين تحول بنيادين كه آقا فرمودهاند،يعني چه؟
من اگر جاي ايشان بودم عدهاي را مأمور ميكردم كه بر روي كلمه كلمه جملات آقا در رابطه با تحول بنيادين فكركنند و اين صحبتها را رها نكنند،حتي لازماست بر روي صحبتهاي حضرت امام(ره) نيز كار شود تا ببينيم منظور امام (ره) از تعليم و تربيت همين چيزي است كه الان دارد دنبال ميشود؟
اگر ما در اقتصاد (مثلاً در بحث هدفمندي يارانهها) يك اشتباهي كنيم،فرض كنيد 2 ميليارد تومان خسارت به بارآيد،ولي اگر در آموزش و پرورش اشتباه كنيم، روان و دين و آئين و بهطور كلي يك نسل را فدا ميكنيم و بعداً هم نميتوان آن را جمع كرد،بنابراين مسئله آموزش و پرورش بسيار پيچيدهتر از اين حرفهاست و نبايد آن را ساده گرفت.
*فارس: متولي تحول بنيادين كجا بايد باشد؟ نهادهاي داخلي آموزش و پرورش يا نهادهاي فراتر مثل شورايعالي انقلاب فرهنگي و امثال آن و مجلس هم در اين رابطه چه نقشي دارد؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: ما الان در كميسيون آموزش و تحقيقات كميتههايي را راهاندازي كردهايم كه يكي از آنها «كميته اسلامي كردن مراكز علمي و دانشگاهي» است كه به نوعي دغدغه خود ما نيز هست، من فكر ميكنم همه بايد دست به دست هم بدهند چون اين باري نيست كه فقط يك نفر مثل وزير بتواند زير آن برود،البته وزير در بخش اجرايي تحول بنيادين مسئوليت دارد ولي همه بايد ياري كنند مجلس هم مسئوليت ديگري دارد براي فكر كردن پيرامون اين موضوع يا حل مسائل بودجهاي آن.
همه بايد تصميم بگيرند؛ از بخش مديريت اجرايي گرفته تا شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجلس؛ به خاطر همين مسئله لزوم همراهي جمعي است كه ما در كميسيون، كميتهاي را براي اين موضوع تشكيل دادهايم و افراد مختلف از اساتيد دانشگاه نيز در آن رفت و آمد ميكنند.
*فارس: در حال حاضر روند كارهايتان چهطور است؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: بالأخره داريم تلاش ميكنيم؛ من احساس ميكنم در رابطه با اين تحول كه مقام معظم رهبري فرمودهاند اگر بعد از سي سال نتوانيم بگوييم كه آموزش و پرورش و دانشگاه ما شكل اسلامي گرفتهاست، پس اين همه شعار براي چيست؟! چون خود ما و از ما بالاتر، رهبري نسبت به آن انتقاد و ايراد وارد ميكنند و ميگويند: «تحول»؛ خوب معلوم است كه بايد پاي اين تحول بايستيم و ركود و توقف نيز معني ندارد. الان هم چون دغدغه اين حركت را در دولت و مجلس ميبينيم،احساس خوبي پيدا ميكنيم.
*فارس: براي عمليشدن اين نشست و برخاستها و بحثها چه بايد كرد؟آيا وقت آن نرسيده است كه اين بحثها و تئوري پردازيها به يك جايي متصلشود؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: بله بايد عملياتي شود.
*فارس: فكر ميكنيد در حال حاضر مباحث به سمت عملياتيشدن پيش ميرود؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: بايد به آن سمت پيشبرود، با صحبتهايي كه ميشود، انسان ميبيند كسي نيست كه بگويد "نه "، يعني در عرصه تئوري همه موافقند ولي در عرصه عمل فعلاً كاري نشدهاست.
شايد آقاي علي احمدي (وزير سابق) در بعضي بخشها كارهايي را انجام دادند كه البته كافي نيست و الان هم ممكن است مديران آموزش و پرورش درگير كارهاي سختافزاري شوند اما در نهايت بايد از همه كمك بگيرند مخصوصاً حوزههاي علميه كه آماده كمككردن هستند.
من براي عملياتيكردن تحول بنيادين در آموزش و پرورش «طرح ولايت» را بسيار تجربهشده ميدانم؛ اگر همين طرح كه تجربه شده و بدون هزينه است و با صدها استاد و متون علمي آمادهاي كه دارد، اجرا شود، ميتواند مفيد باشد.
*فارس: فكر ميكنيد ميتوان مشابه «طرح ولايت» را در آموزش و پرورش اجرا كرد؟ به نظر شما چنين طرحي در مجموعه عريض و طويلي مثل آموزش و پرورش چگونه بايد اجرايي شود؟
*حجتالاسلام آقاتهراني: كار سختي نيست؛ البته اول بايد از معلمان شروع كرد، در دانشگاهها هم ابتدا از اساتيد و مدرسان بعد از شروع هم، به معلمان و اساتيدي كه اين دوره را گذراندهاند، ارتقاي رتبه دهيم و حتي (به مرور زمان) شرط بگذاريم كساني كه اين دورهها را گذراندهاند، ميتوانند براي تدريس در كلاس حاضرشوند؛ البته در ابتدا بهتر است اختياري باشد تا خودشان استقبال كنند چون من ميدانم كه خود اساتيد و معلمان دغدغه اين مسئله يعني فكر كردن و به روز شدن را دارند و استقبال ميكنند.
معتقدم كه هم محتواي كتابهاي درسي به تغيير جدي نياز دارد و هم طول سالهاي تحصيلي كه اجرا ميشود كه لازم است بر روي آن فكرشود چون بچههاي امروز غير از بچههاي ديروز هستند؛ شايد در گذشته وقتي بچهها در هفتسالگي به مدرسه ميرفتند، ميترسيدند و فرار ميكردند ولي اكنون شرايط طوري است كه بچههاي 4، 5 ساله در قم حافظ قرآن ميشوند كه نشان ميدهد شرايط جديد و ارتباطات همه چيز را بههم ريخته است البته بلوغ زودرس نيز در همه زمينهها پيش آمده است هم در مسائل جنسي و هم در مسائل فكري و اجتماعي، بهگونهاي كه جامعه شتاب عجيبي گرفته است؛ خوب (با اين تغييرات) معني ندارد كه اگر چهل سال پيش بچهها در هفتسالگي به مدرسه ميرفتند، اكنون هم در همان هفتسالگي به مدرسه بروند.
بنابراين بايد فكر جديدي كرد و كار را سريعتر شروع كرد و با حذف خيلي از چيزهايي كه اكنون برقرار است، چيزهاي جديدي را جايگزين آنها كرد كه پاسخگوي نيازهاي امروز جامعه باشد.